داستان دیپا و پریتی

  • دیپا، ۸ ساله، و پریتی، ۶ ساله، هر دو در آلمان به دنیا آمده‌اند.
  • پدر آن‌ها انگلیسی و مادرشان آلمانی است.
  • سه سال پیش، خانواده آنها به انگلیس نقل مکان کرد تا به مراقبت از پدر و مادر پیر پدرشان کمک کنند.
Preethi and Deepa's Story Finding Home Liverpool
  • مادرشان در انگلیس واقعاً ناراضی بوده است. او دوست ندارد مجبور باشد از پدربزرگ و مادربزرگ مراقبت کند و تمام کارهای آشپزی و نظافت را انجام دهد.
  • این باعث مشاجرات زیادی بین مادر و پدرشان شده است.
  • بچه‌ها گاهی اوقات دیده‌اند که پدرشان بر سر مادرشان فریاد می‌زند. او اجازه نمی‌دهد او زیاد بیرون برود و به او اجازه کار نمی‌دهد.
  • مادرشان زیاد گریه کرده و وقت زیادی را صرف تلفن زدن با خانواده‌اش در آلمان می‌کند.
  • مادرشان به دیپا و پریتی می‌گوید که دیگر پدرشان را دوست ندارد، او نسبت به او خشن است و او باید فرار کند.
  • او می‌خواهد بچه‌ها را با خود به آلمان ببرد، امیدوار است در ماه آینده این کار را انجام دهد.
  • مادرشان به بچه‌ها می‌گوید که این موضوع را مخفی نگه دارند تا پدرشان مانع رفتن آن‌ها نشود.

خلاصهای کوتاه از آنچه قانون میگوید:

  • قانون می‌گوید مادر آنها اجازه ندارد بدون اجازه پدر یا قاضی، آنها را به کشور دیگری ببرد.
  • اگر مادرشان آنها را بدون موافقت پدرشان یا بدون اجازه قاضی به کشور دیگری ببرد، این کار “کودک ربایی توسط والدین” محسوب شده و غیرقانونی است.
  • حتی اگر مادرشان ادعا کند که از خشونت خانگی رنج می‌برد، باز هم بدون اجازه قاضی اجازه ندارد آنها را به کشور دیگری ببرد.

این یک حوزه پیچیده قانونی است، بنابراین برای خلاصه دقیق‌تر از قانون، روی هر یک از سوالات زیر کلیک کنید.

اگر شما با هر دو والدین خود ارتباط نزدیکی دارید (یعنی هر دو والدین آنچه را که ما «حق حضانت» می‌نامیم دارند، اگرچه در انگلستان و ولز اکنون به این موضوع «توافقات مربوط به کودک» گفته می‌شود) قانون می‌گوید که یکی از والدین نباید شما را بدون اجازه والد دیگر یا قاضی به کشور دیگری منتقل کند. هنگامی که کودکان بدون موافقت والدین دیگر یا بدون اجازه دادگاه به کشور دیگری برده می‌شوند، قانون این را «کودک‌ربایی» می‌نامد زیرا آنچه را که ما «انتقال غیرقانونی» می‌نامیم رخ داده است. قانون می‌گوید اگر والدین دیگر با رفتن کودک به کشور دیگری موافقت کند، اما کودک در پایان آن سفر بازگردانده نشود، مانند مورد آنا، این نیز کودک‌ربایی محسوب می‌شود. ما این را «نگهداری غیرقانونی» می‌نامیم.

در مورد دیپا و پریتی، اگر اورسولا آنها را بدون رضایت راهول به آلمان ببرد، ممکن است مرتکب یک جرم کیفری شود. علاوه بر این، راهول می‌تواند از دادگاه آلمان درخواست کند که آنها را به انگلستان، کشوری که قبلاً در آن زندگی می‌کردند، بازگرداند (ما این را «کشور محل اقامت عادی» می‌نامیم). ممکن است یک «میانجی» بتواند به خانواده کمک کند تا این مشکلات را حل کنند، اما اگر این امکان‌پذیر نباشد، یک قاضی در آلمان باید تصمیم بگیرد.

با این حال، مهم است که به یاد داشته باشید که حتی اگر کنوانسیون بازگشت را تشویق می‌کند، موقعیت‌های مهمی وجود دارد که قاضی می‌تواند تصمیم بگیرد که ممکن است آنها مجبور به بازگشت به کشوری که قبلاً در آن زندگی می‌کردند، نباشند. ما این موارد را «استثنائات بازگشت» می‌نامیم که می‌توانید در اینجا درباره آنها بیشتر بخوانید.

در مورد دیپا و پریتی، دادگاه ممکن است تصمیم بگیرد که آنها به دلیل آسیبی که به اورسولا از خشونت خانگی و سوءاستفاده‌ای که متحمل شده است، در معرض خطر آسیب هستند. همچنین ممکن است که اگر دیپا و پریتی واقعاً نمی‌خواهند برگردند، این ممکن است به این معنی باشد که دادگاه تصمیم بگیرد که این موضوع به معنای آن چیزی است که ما آن را «اعتراض به بازگشت» می‌نامیم طبق کنوانسیون و اینکه آنها باید در آلمان بمانند. در غیر این صورت، کودکان به انگلستان بازگردانده می‌شوند (البته نه لزوماً برای زندگی با پدرشان). اورسولا باید تصمیم بگیرد که آیا می‌خواهد بدون بچه‌ها در آلمان بماند یا با آنها به انگلستان برگردد. معمولاً، اما نه همیشه، والدین رباینده در این شرایط با فرزندان باز می‌گردند.

برای توضیح مفصل درباره معنای “استثنائات بازگشت“، لطفاً اینجا کلیک کنید.

ماده ۱۲ کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد ۱۹۸۹ (که UNCRC نامیده میشود) تصریح میکند که کودکان حق دارند نظرات خود را در مورد مسائلی که بر آنها تأثیر میگذارد، بیان کنند. در برخی کشورها، دادگاهها میخواهند در هر پروندهای تحت کنوانسیون، نظرات کودکان را بشنوند. در کشورهای دیگر، دادگاهها فقط از کودکانی که نمیخواهند به کشوری که قبلاً در آن زندگی میکردند بازگردند، نظرخواهی میکنند. اما به یاد داشته باشید که شما حق دارید درخواست کنید که صدایتان شنیده شود.

هر کشور قوانین متفاوتی در مورد چگونگی و زمان ارائه نظرات کودکان به قاضی دارد. در برخی کشورها، کودکان حتی در سن شش سالگی توسط دادگاه شنیده میشوند. در حالی که در کشورهای دیگر فقط از کودکان بزرگتر نظرخواهی میشود. ممکن است ناعادلانه به نظر برسد که قوانین متفاوتی اعمال میشود، اما این به این دلیل است که کنوانسیون در بیش از ۱۰۰ کشور اجرا میشود و هر کشور کارها را کمی متفاوت انجام میدهد. شما باید از بزرگسالان درگیر در پرونده خود بپرسید که قوانین در مورد شما چیست.

هر کشور روشهای متفاوتی برای شنیدن صدای کودکان دارد. سه روش رایج عبارتند از:

  • قضات مستقیماً با کودک صحبت میکنند.
  • از متخصصان دیگر توسط دادگاه خواسته میشود که با کودک صحبت کنند و سپس آنچه کودک گفته است را به دادگاه بگویند.
  • کودکان نماینده خود را دارند تا به دادگاه اطلاع دهند که چه میخواهند اتفاق بیفتد (گاهی اوقات وکیل، مدافع یا قیم نامیده میشود).

در برخی کشورها، نظرات کودک با استفاده از یک، دو یا هر سه این روشها شنیده میشود.

شخصی که با او ملاقات میکنید، دوستانه خواهد بود و معمولاً با بسیاری از کودکان در موقعیت مشابه صحبت کرده است. او به شما توضیح خواهد داد که چرا از او خواسته شده است با شما ملاقات کند. او به هر سوالی که دارید پاسخ خواهد داد و از شما در مورد نظراتتان سوال خواهد کرد. پس از پایان جلسه، او گزارشی برای دادگاه تهیه میکند که در آن نظرات شما در مورد بازگشت به کشوری که قبلاً در آن زندگی میکردید، ذکر شده است.

کمیته حقوق کودک گروهی از کارشناسان از سراسر جهان است که به کشورها در مورد چگونگی اطمینان از اینکه کودکان میتوانند از حقوق خود تحت UNCRC برخوردار شوند، مشاوره میدهد. این کمیته میگوید که کودکان نباید احساس کنند که باید انتخاب کنند. فقط به شخصی که از شما میخواهد نظراتتان را بشنود، بگویید که ترجیح میدهید انتخاب نکنید که کجا زندگی کنید و ترجیح میدهید بزرگسالان تصمیم بگیرند.

شما می‌توانید نظرات خود را در مورد آنچه می‌خواهید اتفاق بیفتد، به اشتراک بگذارید، اما مجبور نیستید به دادگاه بروید. در برخی کشورها ممکن است از شما دعوت شود که در دادگاه یا در یک جلسه آنلاین شرکت کنید، اما اگر نمی‌خواهید هیچ یک از این کارها را انجام دهید، به شخصی که نظرات شما را می‌پرسد، بگویید.

بین «شنیدن» نظرات شما توسط قاضی و «عمل کردن» بر اساس نظرات شما تفاوت وجود دارد. قاضی کسی است که تصمیم میگیرد که شما در کشور جدید بمانید یا به کشوری که قبلاً در آن زندگی میکردید بازگردید.

برای کمک به قاضی در تصمیمگیری، قاضی میخواهد بداند که نظرات متعلق به خود شماست و شما کاملاً متوجه هستید که انتخاب شما چگونه میتواند بر آینده شما تأثیر بگذارد.

حتی اگر قاضی بپذیرد که شما نمیخواهید برگردید و کاملاً نتیجه تصمیم خود را درک میکنید، قاضی باید نظرات شما را در مقابل سایر عوامل مهم، از جمله آنچه که به نفع شماست، بسنجد. قاضی همه این عوامل و عوامل دیگر را در کنار نظرات شما در نظر میگیرد و تصمیم میگیرد که آیا به جایی که قبلاً زندگی میکردید یا کشور دیگری باز خواهید گشت یا خیر.

معمولاً وقتی نظرات خود را به دادگاه میگویید، این نظرات در گزارشی که با همه افراد درگیر در پرونده به اشتراک گذاشته میشود، گنجانده میشود، اما شما باید این موضوع را با شخصی که هنگام به اشتراک گذاشتن نظرات خود با او ملاقات میکنید، بررسی کنید.